محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

532

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كه در گذشته بر ثروت او رشك مىبرد ، اين اموال را جمع كرده بود . اما مرگ هم‌چنان بر اعضاى بدن او چيره مىشود ، تا آن‌كه گوش او مانند زبانش از كار مىافتد ، پس در ميان خانواده‌اش افتاده نه مىتواند با زبان سخن بگويد و نه با گوش بشنود ، پيوسته به‌صورت آنان نگاه مىكند و حركات زبانشان را مىنگرد اما صداى كلمات آنان را نمىشنود . سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرامىگيرد و چشم او نيز مانند گوشش از كار مىافتد و روح از بدن او خارج مىشود و چون مردارى در بين خانواده خويش بر زمين مىماند كه از نشستن در كنار او وحشت دارند و از او دور مىشوند . نه سوگواران را يارى مىكند و نه خواننده‌اى را پاسخ مىدهد . سپس او را به‌سوى منزلگاهش در درون زمين مىبرند و به‌دست عملش مىسپارند و براى هميشه از ديدارش چشم مىپوشند . واژه‌شناسى الغرّة : ناگهانى . أغمض : چشم‌پوشى كرد . المصرّحات : جاهاى آشكار و روشن . مخالف « مشتبهات » . التّبعات : پيامدها . المهنأ : لذت بدون ناخوشى . در قرآن آمده است : « بخوريد و بنوشيد . گواراتان باد به پاداش آن‌چه در روزهاى گذشته انجام داديد . » « 1 »

--> ( 1 ) . كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ حاقه / 69 : 24 .